تبليغاتX
گلبرگ

 

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟
دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می‌خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمی‌توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!

شکسپیر می‌گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می‌آوری، شاخه ای از آن را همین امروز بیاور

نوشته شده در جمعه 1390/10/23ساعت 20:57 توسط بهار فرح بخش | |



-  :  

  -  ! -"
#$ %
"
& ’( ) " *
(1954-1896)   
  

. 2 6   *& +7! *-./ & 01234 5 .+!
+& * 

< 6
2=> * ?0 
(’;") 5 9 8+7 6 /
2 *9: *& 0 : -"

’D *DE2 .& 8+2 $
B *; 
C
D
1909 @=7:  . 4 ?& 01;

!

0"J 8
#K
!$ L
1917-1916 F
  -"
.& 099 F
G 6
H: 0
4
> 2
!

*G=N& 1917 R  . M 4 *7NJ 5 0"J 5
> 2 O
D! *& 6 +P Q +"

5
 F.M
.+2 0#7: 5=M 5
> ’( 9  +" 4 1;! 7 *D *& S7:

(U.V #C
 
) ’( ’( *(: $ ?5"+7(& T+2 5 9 5=M 5 > ’( " ?5=M 5 > ’(

0/ ++2 8+ XV/ *& 9 *(M +! 5
>  8M<
& ?
1920 M M
  3
(1919)


&
1921 «0(M S7: )
"
» %
 *& 5+7(& ’( " ?S7: 6  4 6 V!
.+2
!E1G @! 

[
2 5
& 0\N- + & 5
> 8
!
!
.M
  ?M
72 0! UM 6 ! *
-=M 5
> ’(

0D;C
   *] $
" 
K & H: ^ 6
!$ 6 * 7C *& _ ‘ aD-
.+2

0JaM c
d" $ 0C
12 *& -! 0DK9$
& *
«b -5
aD-   
 
» +7 07K XV/

.+7
DM ?&

e G .& 8
 +& *D9 6 # * 5 ! #7 +" 6 7/ *& 6
!$ 6
" -"

?0C+: 5
> *
& i
#
. h  0
> @V g
E $ 5" [  f7! *&
1922-1920 5
HC
 

j1K" i & ;> M $ j1KD! 8E *  0 2 -" .09+77 *H" 5$ 4 *]

c
/ L(H! >$
&
7  ’;:
» :+9 0! -" .&   0C
d7: 5
> *
& 
-*&

6 >$
4 ?l! F
G m% +  5 @
!$
& * ’D;> 0DJ F = !
.  8+2 G 0&

5"
n" c
7a" 8 $ 0D7  0
D  ’(
.& n\! >$
4 : *& =; -"
«... ’& &

+77 +7D;! 0D;C
    - * &  5 2 5
> ’( 1(/ $ " 0V(" ; 0!

5 & «_ ‘ K :» L "
n"
.&
12 -
G L ?5"
n" 7  *
4 & ’( DM  C + $


DM @CD7 * 0
:
. 0! h+J 5"
n" 5
> ’( ! 3  - >
.& 09+$


>6 $
«+9$
& 09+$ *&
» *  0! *J" 6 $
;( *& 5
.& b 6 ! 6 *
! 

’C / 0 72 5 & 39  " c.: .+771  «09+$ 5
/ o
VG $
» *   M 0!

F
 
.0 ! 
G 5=M 0 - 5
>’ ( 5 $ 7C ?< & 5 > 8 !
.+2 "
7 

1925 F
 
"  0
M *& p 2 *
>
! jJ 
& F ! q *&
«VVG -
7 
» ?1922

.& 6 0=
: c +C" $ +7(& 5
>+7D;! ?0(M S7: 5=M 5
>’ ( jr! VVG
-
7 
.  %

s
  & +
&
7  *  & 07=! & *
& 0/ M
( 4 -7) «VVG -
7 
» 6 7/

p‘! .9 0! & p‘! +7P 0( q *& «VVG -
7 
» T
2 L
.+2
& VVG

-" .+! 0!
 $ 3! 37q 0>
9 +7!  ?8+$ +
& 6 M 4
! & 0! 5
/ +
&

! :+9 0! # 0
: -"
.+&
 0! 0(d"
«09+$ 5
/ o
VG
» % 2 8+V/

M tV * ’> 0! 6 K 2 *& 0  ?’D;> 01 1! ’KP L ! .’D;> ’KP -
7 

?5 2 @4 *& ?’KP -
7  ?VVG
-
7  5
> */d! -"
u $
.’7=& 6 ’ " 0!

.&
H " -  !
(6
H: ’K2 L
) * .& %
 6 " 0! ’>$  F  6 H: ’K2 L

6
H: w" H: v  5 8$
=!
(07) ’KP -
7  )
"
:E9 0 7v  L -"

8 0
D 
u & & 0
D  B 5
>’( *& 5++: 5  * ]7!  *& 8& 7

09+$ M 6 +! +712 ’> " n" *7NJ @4 x+7 ; 3! 3# : +7 ?2

5
7    8M ;12 @D!y! * +2 %( !   X(\!  * 0
!$
!
«2

z.!
 -" 8
# ?+2 1O 1 4 ?DK3
u *:D! +7D;! ’( $ / *& +7D;!


" 
P
 C
D  *& 7C $ !1G F
VD
.+2 $
    @ & > & *
=a D!


"  0! i."
! & +7!* -./
7  *& 7C 6
  *& 3 C
D 
.#& *(J
 M c
] $

g3: s
  &
>* :&
> {q Xa"  $ 4
.2 S7>
> 0 
  - +>
&
H( 5 DN!

+D& -" .+7 07&@ 4 j=- $ 0V
VG + " 0! $
  +7D;! *#P
!
.& *!
 ’( g3:

=-
/
!
.+2 *!
&+‘ 5 > 8 9+ & Q \M % 0V(" $ $ 0(M 0C +7 ! V!  M

6 +& ?i+J
V! j(N"
 3C

.+!
0! 3C
 6 *  *^ 5
7  i$
  *& "

.’( 5 >j a >  6 |vK!

(1929) «5 =( &
& 5!
» ’(  HK! 6 H: * " ’( DH&

%! 09+$ $ z
^ * +>0 ! 6
K
- j^
v!
-5 =( ’(  .+2
& 0!

5 =( . & 0
; h 5
> 0
 " *& 5
$ +y" -" 9 0! ’( 5 2

$ .  D9 ’( FwK! +/ ;!  t 2 0DG 69 9 5 >  -! * +> 0! 6 K

*& * ’7& 0! * 4 * 5 07& 6 *  8 2 0  *& 6 " 0! ’( 0C / 5 > *7NJ

8
D; CP 5
>%  $ 0D : & =( 6
7
.+ 0 ! ] *& jE }& 8$ +

’( 6 " 0! ~C ’ a"  j^ v! > ;- DK& * : 6 $ . 

6 -" 6 $ @4
" -" * 53P ?; 0(=- & +" @
 j!
/ $ M&

.& 8

«s
& 6 0E  h
D2
» M *C oq
 5
> ’( " * 1D=! $ 01   "

’(  .   +& -" L . ’( 6 7/ «7C 5 &   * » . o(M (1931)

07   $
B i
 * 0
: 6
> $ -" %
d  
(1934) .&
/ 0& s
;G 4 5


.#$ F
G 
&
.& 6

4 *& & 8+  F *& * 0
!$ i

-5=M 5
> ’(  +" 3!

(1959-1894) U2 E  ’ M 2 ~9 M $ + & J ! 6 $ ;( o/ 5uy" "

6 +
M €V
» ’( 1927 F
 
.& +7D;! 5
> ’( *DE2 $ 5
.&
> av2  $ 01

M
  6
1! ?’(  V!
.M
 
1917-1912 5
HC
  +7D;! ! $ 8
ED 
&
«-
!

-1917 5
HC
  T *
(1927) «l3& 8 » .  8 > *& U2 E  5 & # *&
K! {q

-1896 5
HC
  *& €&! *
(1928) «5D;C"nC % 5.1 f  » 90! & 1927

1927 F
 
"
7  +C" +& $ *  )
" $ 0 
G 5O(" L ?’( * 
.  1912

1920 5
HC
  0  6 $
;( # *:" & -" 6 9$
B * +7D;! 5$
  */d!
. 

* 5+7(& +7D;! ’( .M
 
«X;"» ’( * & " D1 6 !  $ . X(q

XV " .+! 0! U
;G *&
1>
2 L M p & 5= 
-6
D;" > tM e +G T
&

c
/ +& $ +7> 0! j1K" i M 4 5
> * #+1 *&
> 6 D 4
>
=: 6

(1928) «5
H#
2 +7 
» ’( ?0D;C  O +7D;! *7!$ # ’H! D .& ’(  "

q *& ’(  .& 14
7!$ ’( DK3 D (&
.  (&   *DM 

# $ .$ 4 0! LP 5
1
P 5
>    *& 5
H#
2
> 07P M
DK *& aDv!

’(  .  -$"<
 j^
v! *DM
 
(1930) «
D D  5 & L
» ’( ?5 2 +7D;! u

.+7 0 a" 3M 8
  5
 & 5 8
D +: c+2 *& K8  f !
:

-" &  j^
v! *DM
 
(1927) «1;!» ’( ?0+ !  *& 5 >+7D;! $ # 01

  j^
v! ’( # 6 7/
«
H&
» .+>0 ! @
 5 2 vD
4 09+$ ’( 
. 

.9 - ;N" ! *

نوشته شده در شنبه 1389/12/07ساعت 16:17 توسط بهار فرح بخش | |




طراحی لوگو با مضمون پرندگان

کاربرد حیوانات در طراحی لوگو بهمراه نمونه های زیبا از آن


شاید تا به حال لوگوهای فراوانی دیده باشید که در آن از حیوانات مختلف به عنوان عنصر اصلی طرح استفاده شده است. در فرهنگ های مختلف هر حیوان دارای معنای سمبلیک خاص خود می باشد. در زیر به لوگوهایی خواهیم پرادخت که عنصر اصلی آن پرندگان هستند.
ممکن است ما هر روز پرندگان زیادی را مشاهده کنیم، مثل کبوتر، قو و یا دارکوب و... . حالا می خواهیم معنی هر یک از پرندگان را بدانیم:

پرستو: عشق و وفاداری و صداقت

قو: تکامل، زیبایی و افسونگری

سیمرغ: معاد، رستاخیز، ابدیت، شفا و صلح

جوجه: توانایی تولید مثل و باروری، جوجه در چین نماد و سمبل غرور و شروع دوباره و جدید است.

جغد: خرد و فرزانگی، رمز و راز، تغییر و تحول، پیغام، هوش و زکاوت، عرفان، محافظت و راز

عقاب و شاهین: سرعت، بلند پروازی، تند خویی و قدرت حیات بخشی و تداوم زندگی

کبوتر: عشق و سعادت و خوشبختی در ازدواج و شادی

دارکوب: تعادل، پیشرفت و ترقی، علامت دهی، بازگشت، حراست، شروع، توجه، پیشگویی، گوش دادن، شانس، بصیرت، ارتباط

خفاش: تولد و مرگ. این پرنده به عنوان نگهبان شب شناخته می شود. همچنین سمبل ارتباط و مراوده نیز هست. خفاش با طب و دارو نیز در ارتباط است.

اردک و مرغابی- فرد کاردانی و ابتکار

در ادامه نمونه های زیبا از استفاده از پرندگان را در طراحی لوگو مشاهده می کنید.










































نوشته شده در سه شنبه 1389/11/26ساعت 18:57 توسط بهار فرح بخش | |

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ به دست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد ابتدا با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح می دهد: ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید.

من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا بر این، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نوشته شده در جمعه 1389/09/26ساعت 13:54 توسط بهار فرح بخش | |

 

مقدمه لازم نيست. اين تيتر، خودش گوياست. به جاي مقدمه، فقط از دوستان محجوب اين صفحه قول مي گيريم که هنگام اجراي اين دستورالعمل ها، با يکي دو شکست، ميدان را خالي نکنند. زياده عرضي نيست جز اين که تسلط بر تکنيک هاي ضدخجالت و کسب مهارت هاي معاشرتي، مثل کسب ساير مهارت ها، نيازمند پشتکار و تمرين مداوم است. به همين سادگي!

1- روي يک هنر متمرکز شويد و آن را خوب ياد بگيريد.

موسيقي، نقاشي، خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد.

 

2- به ديگران کمک کنيد.

منتظر نشويد که از شما کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به اين و آن، بايد بدويد. اين يک دستورالعمل است؛

ماشين يک نفر وسط خيابان خراب شده و روشن نمي شود و حالا راننده منتظر است کسي بيايد کمکش کند و ماشين را هُل بدهد.

همسايه تان از بازار برمي گردد و دستش حسابي پُر است و زنبيل دارد از دستش مي افتد.

پيرمرد مغازه دار، زورش نمي رسد که به تنهايي، کرکره مغازه را بدهد بالا.

خب، چرا معطليد؟ مگر نمي خواستيد تمرين هاي ضد خجالت تان را شروع کنيد؟ چه بهتر از اين؟ با اين تير، خيلي بيشتر از يکي دو نشان را خواهيد زد. مطمئن باشيد. خرجش فقط دو کلمه است: کمک نمي خواهيد؟ (البته لبخند و ارتباط چشمي را هم هنگام اداي اين دو کلمه فراموش نکنيد). نمي دانيد چقدر موثر است!

 

3- دل تان مي خواهد وقتي وارد يک جمع مي شويد، با شما چطور برخورد کنند؟

دوست داريد با لبخند به استقبال تان بيايند؟ به شما توجه کنند؟ به حرف هاي تان صميمانه گوش کنند و صميمانه با شما هم کلام شوند؟ و چيزهايي از اين قبيل؟ بسيار خب. مي گويند خجالتي ها، خجالتي ها را خوب مي شناسند. خجالتي هاي جمع را پيدا کنيد و با آن ها همان طوري رفتار کنيد که دل تان مي خواهد با شما رفتار شود. با سوال هاي صميمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنيد و جواب هاي شان را با رغبت بشنويد. اين کار، هم براي معاشرتي تر شدن آن ها مفيد است، هم براي خودتان يک تمرين تمام عيار مجلس آرايي است. شروع کنيد و ببينيد که چه قدر روي خودتان تاثير مي گذارد!

 

4- وقتي به يک محفل رودربايستي دار، مثلا به يک مهماني رسمي، دعوت مي شويد، وقت تان را طوري تنظيم کنيد که زود برسيد. اين نکته در عين سادگي، بسيار مهم است. حداقل فايده اش اين است که با سنگيني فضاي جلسه، زودتر آشنا مي شويد و کم کم ترس تان از آن جمع مي ريزد. امتحان کنيد! وقتي يک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ مي شود، حس خجالت تان خيلي کم تر است نسبت به وقتي که ناگهان به يک مجلس شلوغ وارد مي شويد. معمولا آن هايي که ديرتر به چنين محافلي وارد مي شوند، استرس بيشتري را پشت سر مي گذارند و آن هايي که زودتر مي رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار مي کنند.

 

5- از هم صحبت خود تعريف کنيد. اين که ديگر کاري ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتي ازشان تعريف مي کنيد، ذوق مي کنند و بيشترشان آن قدر ذوق مي کنند که به هيچ قيمتي حاضر نمي شوند هم صحبتي با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجراي اين تکنيک بايد مواظب مغزتان هم باشيد؛ چرا که ممکن است جاي دندان هاي کسي که از او تعريف کرده ايد، رويش باقي بماند. ضمنا هنگام تعريف و تمجيد از اين و آن، به هيچ وجه لازم نيست دروغ بگوييد. اگر کمي دقت کنيد، مطمئنا در هر آدمي بالاخره يک چيزي پيدا مي کنيد که قابل تعريف باشد. البته تعريف هاي تان هم نبايد خيلي بي ربط باشد. مثلا وقتي کسي دارد درباره يک موضوع فلسفي با شما صحبت مي کند، خيلي بي ربط است اگر بگوييد: پيراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهيد و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنيد.

 

6- نقش آفريني کنيد. نقش آفريني، يک اسلحه مخفي است که حتي مطمئن ترين و با اعتماد به نفس ترين آدم هايي هم که شما سراغ داريد، از آن بهره مي گيرند. شما دل تان مي خواهد وقتي به يک جمع وارد مي شويد، چگونه رفتار کنيد؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صميمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ي اين ها را مي توانيد در خلوت خودتان و در مقابل آينه تمرين کنيد. همه ي ما آدم ها کمي تا قسمتي بازيگريم. نقش آفريني جلوي دوربين شايد کار آساني نباشد (من واقعا نمي دانم سخت است يا آسان)؛ ولي نقش آفريني در خلوت و در مقابل آينه را مطمئن هستم که کار آساني است. تمرين هاي مکرر اين چنيني، ناخودآگاه تان را به همان سمتي مي برد که بيشتر تمرينش را مي کنيد و کم کم شما هماني خواهيد شد که دل تان مي خواهد.

7-هیچ وقت کسی را مسخره نکنید.همه ي ما آدم ها به آرامش و کمک ديگران احتياج داريم؛ نه به دشمني و آزار و اذيت شان. مطمئنا وقتي شما کسي را تحقير يا مسخره کنيد، او هم به دنبال بهانه اي خواهد گشت تا اين لطف شما را جبران کند! انرژي منفي براي اين و آن نفرستيد تا انرژي منفي براي تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از اين و آن هم، يادتان باشد که نبايد از هيچ کس در حضور جمع با تندي و خشونت انتقاد کنيد. وقتي ارتباط تان با دور و بري ها دوستانه و صميمانه باشد، آن ها هم براي رفع اين جور مشکلات و از جمله براي رفع اين حس خجالت دروني به شما کمک خواهند کرد.

 

8- خيلي هم ايده آل گرا نباشيد! قرار نيست با هر جوکي که شما تعريف مي کنيد، همه غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفي که مي زنيد، همه به به و چه چه کنند. براي هيچ کس ديگري هم قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد. مطمئن باشيد که ديگران هم استانداردهاي شان را اين قدر دست بالا تعريف نمي کنند. وقتي در يک جمع حضور داريد، کسي از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشيد. براي جمع، اين مهم است که شما با آن ها همراه باشيد، فقط همين! اين را هم يادتان باشد که خيلي از خانم ها و آقايان اصلا با آدم هاي پُرحرف و شوخ و مجلس آرا ميانه ي خوبي ندارند و يک خبر خوب ديگر براي خجالتي هاي عزيز: سکوت و کم حرفي شما را معمولا به پاي فروتني، حجب و حيا و بزرگ منشي تان مي گذارند و چه صفتي بهتر از اين چند صفت؟ راستي يادتان باشد که، در ملاقات اول تان با هيچ کس زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصي تان را رو نکنيد. چه لزومي دارد؟ اين کار را متاسفانه بعضي ها براي پنهان کردن آن حس خجالت دروني شان انجام مي دهند، غافل از اين که ديگران، اين کار را غالبا اين طور تفسير و تعبير مي کنند که فاعلان اين فعل، آدم هاي کم ظرفيت و سرخورده يا آدم هاي گوشه گير و تنهايي هستند.

 

 

9- ارتباط چشمي در برقراري يک ارتباط موثر، خيلي مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنيد. چه وقتي داريد صحبت مي کنيد، چه وقتي که دارند با شما صحبت مي کنند. اين ارتباط چشمي را ترجيحا با يک لبخند ملايم و حالت دوستانه همراه کنيد. اگر به هر دليلي از برقراري يک ارتباط چشمي مناسب ناتوان هستيد، سعي کنيد به پيشاني طرف مقابل تان نگاه کنيد. از معجزه ي نفس هاي عميق هم غافل نشويد؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت کنيد که با نفس هاي عميق، آرامش را به وجودتان برگردانيد. اين تمرين را مي توانيد خيلي راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهيد. مطمئن باشيد که هيچ کس نمي فهمد اين کار شما چه معنايي دارد. باور کنيد که اصلا کسي حواس اش به شما نيست. راحت باشيد.

 

10- اگر خجالتي باشيد، احتمالا تنهايي را به فعاليت هاي جمعي ترجيح مي دهيد. خب، مي توانيد، از اين فرصت مغتنم استفاده کنيد و چيزي ياد بگيريد. آدم هايي که تنهايي را دوست دارند، معمولا روحيه شان با هنرآموزي جور است. روي يک هنر متمرکز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي، نقاشي، خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد. تا مي توانيد کتاب بخوانيد و اطلاعات کسب کنيد. روزنامه، مجله، برنامه هاي آموزشي، اينترنت و… به زودي، روزي مي آيد که بايد حرفي براي گفتن داشته باشيد. خودتان را براي آن روز آماده کنيد.

 

11- شکست هاي تان را تدبير کنيد. وقتي داريد براي کسب مهارت هاي ضد خجالت تلاش مي کنيد، يادتان باشد که مثل هر تلاش ديگري، ممکن است شکست هايي هم در سر راه تان باشد. ولي قرار نيست شما از ميدان فرار کنيد. تا رسيدن به پيروزي نبايد دست از تلاش برداريد.

 

فراموش نکنيد که نوابغ هم بارها و بارها در مسير تلاش هاي شان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشيده اند. اين را هم يادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشي از شرايط باشد، نه ناشي از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانيد در ميان بحث دو نفر ديگر وارد شويد و آن ها را همراهي کنيد تنها به اين علت که بحث آن ها خصوصي بوده و يا ممکن است سر صحبت را با کسي باز کرده باشيد که او در آن لحظه به گرفتاري ها و مشکلات ديگر زندگي اش فکر مي کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و… به هر حال، سعي کنيد از هر شکست تان، مثل نابغه ها، درس تازه اي بگيريد و آن درس تازه را در تمرين هاي بعدي به کار ببنديد.

 

12- هميشه آماده و به روز باشيد. مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانيد، روزنامه، مجله، اينترنت و… اخبار روز دنيا را پيگيري کنيد. اخبار هنري، فرهنگي، علمي، سياسي و… داشتن اين اطلاعات به شما کمک مي کند که هميشه حرف هاي شنيدني در آستين داشته باشيد. سوال هاي حاضر و آماده هم غنيمت هستند. از اين قبيل سوال ها هميشه همراه داشته باشيد.

طرح يک سوال صميمانه و مودبانه معمولا نقطه ي شروع مناسبي براي ورود به بحث ديگران است و هر قدمي هم که براي چنين هم کلامي هايي برداريد، مطمئنا قدم بعدي آسان تر و آسان تر مي شود.

از سليقه ها و علاقه هاي دوروبري هاي تان هم بايد باخبر باشيد. اين طوري راحت تر مي توانيد هم صحبت شان شويد.

وقتي مي خواهيد سر صحبت را با يک جماعتي باز کنيد يا وقتي که مي خواهيد در يک بحث گروهي شرکت کنيد، بايد اين را ارزيابي کنيد که آيا آن ها هم مايل هستند حرف هاي شما را بشنوند و اصلا آيا شما خوب به حرف هاي آن ها گوش داده ايد يا نه. بي محابا حرف شان را قطع نکنيد. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثي وارد شويد.

 

13- خودتان را درست کنيد. با ديگران(لا اقل فعلا) کاري نداشته باشيد. نمي توانيد همه را مجبور کنيد همان طوري که شما دل تان مي خواهد رفتار کنند. نمي توانيد همه را وادار کنيد نسبت به حرف ها و رفتارهاي شما همان طوري واکنش بدهند که شما دوست داريد. چرا که اولا همه ي آدم ها مثل هم نيستند و مثل هم فکر نمي کنند و ثانيا آن چه مهم است، تلاش و تمرين شما است و توجه به اين نکته که آيا شما داريد کارتان را درست انجام مي دهيد يا نه.

انتظار نداشته باشيد وقتي که در يک مهماني، کنجي نشسته ايد و با هيچ کس حرف نمي زنيد، ديگران بيايند و شما را از پوسته ي تنهايي بيرون بياورند. خودتان هم بايد کمک کنيد. انجام دادن تمرين هايي که از آن ها حرف مي زنيم، به عهده ي خودتان است، نه ديگران. ضمنا حواس تان به اين نکته هم باشد که سطح توقع تان را از ديگران تصحيح کنيد. در هر مهماني، ممکن است که بغل دستي شما هم خودش خجالتي باشد؛ نزديک به 50 درصد آدم ها، کم و بيش، با درجات مختلفي، خجالتي هستند. پنجاه درصد يعني نصف آدم هاي هر جمع. کم نيست! شما هيچ وقت در اقليت نيستيد.

قرار نيست که يک شبه متحول شويد و ناگهان تبديل بشويد به آدم بذله گو و پُرحرفي که مجلس آرايي مي کند و… اين حتي با تلاش شما هم به سرعت به دست نمي آيد. آدم ها ذات شان با همديگر فرق دارد. اما معاشرتي شدن، يک مهارت است که با تمرين به دست مي آيد. به مهارت هاي ضد خجالت هم بايد يکي يکي تسلط پيدا کنيد. وقتي انرژي تان را در هر مقطع زماني روي يک يا دو مهارت به خصوص مي گذاريد خيلي زودتر به نتيجه مي رسيد. مثلا پيش دستي در سلام گفتن را بايد تمرين کرد. وقتي به آن تسلط پيدا کرديد، شروع به صحبت با لبخند را تمرين کنيد. ارتباط چشمي، دويدن به دنبال کمک به ديگران، کمک به ساير خجالتي هاي جمع، تعريف هاي به جا و … هم همين طور.

به دست آوردن يک مهارت ممکن است يک سال طول بکشد، در حالي که به دست آوردن يک مهارت ديگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگيرد. هر چه سخت تر به دست بياوريد، سخت تر از دست مي دهيد. اين يادتان باشد!

 

نوشته شده در یکشنبه 1389/08/30ساعت 16:37 توسط بهار فرح بخش | |

معجزه كباب كوبيده در قلب ايالت پنسيلوانيا !


وقتي پاي غذا به ميان مي‌آيد، جايي براي اختلافات سياسي باقي نمي‌ماند. سال‌هاست كه ايراني‌ها از طعم هات‌داگ آمريكايي لذت مي‌برند و مدتي است كه آمريكايي‌ها با اشتياق در شهر پيتسبورگ ساندويچ كباب كوبيده ايراني گاز مي‌زنند...

اصطلاحي هست كه مي‌گويد: "شكم ملت‌ها را به هم پيوند مي‌دهد." در طول تاريخ جنگ‌هاي بيشماري بر سر زمين، پول يا نفت ميان ملت‌ها در گرفته اما آنجا كه پاي غذا به ميان آمده، مردم از در دوستي با هم درآمده‌اند. به همين دليل هم كباب ترك‌ها جاي خودش را در دل آلماني‌ها باز كرده يا هات داگ آمريكايي‌ها، ايراني‌ها را شيفته و دلبسته.

 

آنجايي كه دولت‌ها با هم سر جنگ دارند، ملت‌ها به دور از هياهوي سردمداران، به غذاهاي سنتي‌ "دشمن" ناخنك مي‌زنند. به خصوص وقتي كه اين ناخنك زدن قرار باشد تبديل به راهي شود براي آشنا شدن دو ملت با هم، و اينجاست كه گاهي بايد به تماشاي معجزه‌ي هات‌داگ و گاهي هم معجزه‌ي كباب كوبيده نشست.

 

دان ولسكي، جان روبن و جان پنا، سه هنرمند جوان آمريكايي، مدتي پيش به فكر شروع پروژه‌اي مي‌افتند كه هدفش آشنا كردن مردم كشورشان با كشورهايي است كه ايالات متحده چندان دل خوشي از آنها ندارد: ايران‌، كره شمالي، ونزوئلا و افغانستان.

 

 

 

وقتي از داون ولسكي مي‌پرسم چرا غذاي ايراني را براي اين كار انتخاب كردند و نه مثلا سينما يا ادبيات ايران را، مي‌گويد: «خب غذا چيزي است كه فقط احتياج به آن مطرح نيست بلكه هر كسي مي‌تواند آن را در خانه‌اش بپزد. آدم‌ها لزوما هر روز به سراغ سينما يا ادبيات نمي‌روند اما در عوض احتياج دارند كه هر روز غذا بخورند. براي همين هم اين بهترين راه براي معرفي يك فرهنگ ديگر است.»

 

آشپزخانه كوبيده

 

اين سه با همكاري چند نفر از دوستانشان در شهر پيتسبورگ، واقع در ايالت پنسيلوانيا، رستوران سرپايي كوچكي راه مي‌اندازند؛ رستوراني با رنگ و بوي ايراني به نام "آشپزخانه كوبيده" ((Kubideh Kitchen. "آشپزخانه كوبيده" در اصل بخشي از رستوراني است كه اين سه با دوستانشان در آن پروژه‌هاي فرهنگي را به اجرا مي‌گذارند.

 

قرار بر اين مي‌‌شود كه چند روز در هفته در ساعات مشخصي يك نفر پشت دكه‌ي "آشپزخانه‌ي كوبيده" بايستد و به مشتريان علاقمند، ساندويچ كباب بفروشد. دو نفر هم مسئوليت طراحي دكور اين رستوران سرپايي را بر عهده مي‌گيرند و نمايي با ظاهر كاشيكاري شده‌ي ايراني به "آشپزخانه كوبيده" مي‌بخشند.

 

منبع كباب كوبيده، آن هم در قلب شهر پيتسبورگ! اهالي شهر نسبت به اين مهمان ناخوانده چه واكنشي نشان داده‌اند؟ داون پاسخ مي‌دهد: «اين رستوران سرپايي در حقيقت در يكي از مكان‌هاي جذاب و پرتردد شهر واقع شده كه مسير آدم‌هاي مختلفي با پيش‌زمينه‌هاي فرهنگي و سطوح اجتماعي متفاوت است. براي همين ما شاهد مشتريان جورواجوري هستيم كه به اين ساندويچ ايراني علاقه دارند؛ از بچه‌هاي كوچك گرفته تا افراد مسني كه بازنشسته شده‌اند و در اين منطقه زندگي مي‌كنند و تا به حال هم اسمي از كوبيده نشنيده‌اند. در حقيقت هم مشتريان ايراني داريم و هم غير ايراني.»

 

كباب با چاشني فرهنگ و هنر

 

از قديم گفته‌اند، آشپز كه سه تا شود‌، آش شور مي‌شود يا بي‌نمك. اما اگر آشپزها اصلا ندانند كه آش مزبور را چگونه بايد پخت، آنوقت حكمش چيست؟ اينجاست كه پاي ايراني‌هايي به ميان مي‌آيد كه ساكن پيتسبورگ هستند و همه آماده‌ي بالا زدن آستين براي پختن اين آش ايراني. و البته فرقي نمي‌كند كه ايراني در كجاي دنيا باشد،‌ چون به طور حتم مهر كباب كوبيده در شناسنامه‌اش خورده است. اين طور مي‌شود كه ايراني‌هاي ساكن اين شهر طرز تهيه‌ي كباب كوبيده را در اختيار آنها مي‌گذارند.

 

داون مي‌گويد: «مردم، از هر گروهي، به سراغ رستوران ما مي‌آيند و سر صحبت را باز مي‌كنند. بعضي با هيجان مي‌گويند كه ايراني هستند، بعضي ديگر ژاپني بودايي هستند و بعضي هم مسلمانند. در دنيايي كه امروزه ما در آن زندگي مي‌كنيم، راحت پيش نمي‌آيد كه كسي به سمت ديگري برود و به سرعت خودش را اينگونه معرفي كند. اين راهي كه ما انتخاب كرديم براي اين است كه مردم خودشان را راحت از طريق غذا معرفي كنند؛ چيزي كه آنها معمولا چندان مايل نيستند از طريقش شناخته شوند. به اين ترتيب مردم فراي دين و اصليتشان سر صحبت را با هم باز مي‌كنند.»

 

هر چند كباب كوبيده‌ي پيستبورگي به تنهايي راهگشاي برقراري ارتباط ميان مشتريان چندمليتي است اما كاغذ‌هايي كه اين ساندويچ‌ها در آن‌ها پيچيده مي‌شوند هم باب تازه‌اي را براي گفتگو باز مي‌كنند. دان و دوستانش از همان ابتدا تصميم مي‌گيرند‌، روي كاغذهايي كه ساندويچ‌ها در آنها پيچيده مي‌شوند، اطلاعاتي در مورد ايران نوشته شود؛ از فيلم، شعر، حقوق زنان و مد در ايران گرفته تا نوروز، جنبش سبز، چاي و نان.

 
 

اما در هر حال با هر انگيزه‌اي كه باشد "كباب ايراني" توانست يك تنه و به دور از جار و جنجال، كاري كند كه سياستمداران هر دو كشور هنوز موفق به انجامش نشده‌اند؛ نشستن ايرانيان و آمريكاييان بر سر ميز مذاكره با به كار بستن ديپلماسي "غذا" . 



 


 


 



ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در یکشنبه 1389/08/30ساعت 14:33 توسط بهار فرح بخش | |


در ایران امروز سنت مهمانی دادن به دلیل وجود تجملات و چشم وهمچشمی ها کمرنگ شده است
ایرانی‌ها از جمله اقوامی هستند که در میان کشورهای دنیا به مهمان‌نوازی شهرت دارند. هر چند که امروزه دید و بازدیدهای اقوام و دوستان و آشنایان در مقایسه با گذشته کمرنگ‌تر شده و گاهی این دیدارها به دید و بازدیدهای نوروزی محدود شده است و حتی بسیاری بدبینانه بر این باورند که شاید تا چند سال آینده، نسل جدید این سنت کهن ایرانی را نیز به دست فراموشی بسپارند و تنها به دیدار اعضای خانواده در این ایام بسنده کنند.

بقیه در ادامه مطلب
ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در دوشنبه 1389/08/17ساعت 18:33 توسط بهار فرح بخش | |

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد

smstak.com نشانه های دوست داشتن


بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌کند یک چیز کم دارند. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری کاسته شده و دختر و پسر خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در این چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین یکی از عامل‌های مهم و تعیین‌کننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید که تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی با عشق آغاز می‌شوند. اما آنچه ما می‌خواهیم بررسی کنیم سرنوشت این عشق است که به کجا کشیده خواهد شد و چه بلایی سر آن می‌آید و در میان زندگی زنــــــــاشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.

برای آن که بتوانیم به کسی محبت کنیم اول از همه باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت کردن بدانیم ، این کار را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا کسی که می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب کنیم با روحیات ما همخوانی دارد یا خیر.
برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید که به نظر شما اگر کسی شما را دوست داشته باشد چگونه باید آن را ابراز کند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟ در جواب این سوال دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یک کادو گرانقیمت می‌فهمند که کسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند کسی که دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه کلامی کند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن که بر اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند. پیدا کردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل به ما این امکان را می‌دهد که محبت خود را آنطور که می‌خواهیم به همسرمان ابراز کنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.

وقتی کسی را دوست دارید

تنها با گفتن دوستت دارم نمی‌توان به کسی ثابت کرد که دوستش داریم. عشق و محبت احساسی است که نسبت به کسی در ما به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود. وقتی کسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی کارها می‌کنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم. وقتی کسی را دوست دارید:

۱– به او دروغ نمی‌گویید.

۲- غرورش را نمی‌شکنید.

۳- به خانواده‌اش و کسانی که دوست دارد احترام می‌گذارید.

همسر شما از دل یک خانواده آمده است که اگر آن خانواده نبود همسر شما نیز امروز در کنار شما نبود پس به خاطر وجود همسرتان که دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر همسرتان به آنها احترام بگذارید و مطمئن باشید که همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.
۴- او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهید گرفت.

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست که هر کسی ایراداتی دارد اما اگر کسی بخواهد همیشه تنها ایرادات شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در کنار نقاط منفی و بیشتر ببینید تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

۵- با او لج‌بازی نمی‌کنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابرش موضع‌گیری نمی‌کنید و در برابر خواسته‌ها و رفتار او لج نمی‌کنید.

۶- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتکب می‌شوید به راحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی می‌کنید. اشتباه کردن در زندگی اجتناب ناپذیر است و یکی از راه‌های برطرف کردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل عذرخواهی است که این عمل در برابر کسی که دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا که غرور در برابر معشوق جایی ندارد.

۷- او را در کارها و تصمیماتتان دخیل می‌کنید. وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را راجع به همه چیز جویا شوید و کاری کنید که او را خوشحال می‌کند پس همیشه با او مشورت می‌کنید و تصمیماتتان را به تنهایی نمی‌گیرید.

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند.
۸-اگر مخالفتی با او دارید با آرامش قانعش می‌کنید. اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب‌ناپذیر است اما برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشکل ساز و یا سازنده کند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گویید و دلیل مخالفتتان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه می‌توانید قانعش کنید.

۹- به او در کارهایش کمک می‌کنید. زن و مرد باید در همه چیز با هم همکاری داشته باشند. درست است که این دو در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها کمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه چیز همکاری می‌کنند. پس به راحتی می‌توان این کمک کردن را در زندگی امروزه معنی کرد.

۱۰-اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است کمکش می‌کنید. اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌کنید که این احساس منفی را از او دور کنید یا اگر لازم باشد به او فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌که بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر کنید. گاهی آرامش داشتن در برابر کسی که عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌کند. اگر همسرتان را عصبانی کردید با آرامش بی موقع خود ، او را عصبانی‌تر نکنید چرا که او فکر می‌کند آنقدر برایش ارزش ندارید که وقتی ناراحت است عین خیالتان نیست.

۱۱- می‌توانید به راحتی اشتباهات او را ببخشید و فـرامـوش کـنـیـد. درسـت است که بعضی اشتباهات بخشودنی نیست اما تعداد آنها بسیار کم است و معمولا در زندگی اشتباهات کوچکی پیش می‌آید که می‌توان با محبت از آنها گذشت و با صحبت‌های منطقی از بروز دوباره آن جلوگیری کرد.

۱۲- از این‌که در کنارش هستید خوشحالید و نمی‌خواهید از کنارش فرار کنید. بعضی از زن و شوهر‌ها دائما می‌خواهند از هم فرار کنند و تنها باشند و یا با دیگران وقت بگذرانند. درست است که ممکن است گاهی انسان به تنهایی و خلوت کردن نیاز پیدا کند اما طبیعتا در اکثر اوقات از این‌که در کنار فردی که دوستش دارید هستید لذت می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند که در کنارش خوشحالید.

۱۳- با لذت گذشت خواهید کرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرتان می‌خواهید. این گذشت به معنی نادیده گرفتن خودتان نیست بلکه وقتی کسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

۱۴- در جمله‌هایتان کمتر از من استفاده می‌کنید و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گویید.

بسیاری کارهای دیگر که وقتی کسی را دوست داریم انجام می‌دهیم یا نمی‌دهیم در این دسته جای دارند که می‌توان با دقت در انـتـظـارات خـودمـان در بـرابر کسی که ادعا می‌کند دوستمان دارد آنها را بیابیم. در واقع کارهایی که خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.

نوشته شده در دوشنبه 1389/08/17ساعت 18:15 توسط بهار فرح بخش | |

شايد شما هم جزو افرادى هستيد كه در دوران تحصيل درس هندسه برايتان

 هيچ جذابيتى نداشته و احتمالاً از شنيدن نام آن بيزاريد ولى چند لحظه اين موضوع را

فراموش كنيد. بعد ساده ترين اشكال هندسى را به خاطر بياوريد؛

 

مربع، مستطيل، مثلث، دايره و منحنى

 


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در جمعه 1389/08/07ساعت 18:40 توسط بهار فرح بخش | |


خوشبختي ما در سه جمله است تجربه از ديروز ، استفاده از امروز ، اميد به فردا

ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم

حسرت ديروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا



از دكتر علی شریعتی



اگر می‌خواهید بدانید واقعا انسان خوشبختی هستید یا نه، یک راه ساده‌اش این است که به آزمون زیر نگاهی بیندازید و در هر سوال، گزینه‌ای را که بیشتر با رفتار و روحیات شما سازگار است، انتخاب کنید و بعدش تفسیر آزمون را بخوانید....


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در پنجشنبه 1389/08/06ساعت 13:52 توسط بهار فرح بخش | |